فروپاشی چگونه رخ می‌دهد؟

در جهان کسب‌وکار، سقوط معمولاً ناگهانی اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه در سکوت و در خلال تصمیم‌هایی که «در لحظه» بی‌ضرر به‌نظر می‌رسند شکل می‌گیرد. هیچ امپراتوری به یک‌باره از هم نمی‌پاشد، اما نشانه‌های فروپاشی همیشه مدت‌ها قبل از سقوط دیده می‌شوند؛ نشانه‌هایی که اگر نادیده گرفته شوند، حتی قدرتمندترین سازمان‌ها را نیز از اوج به حضیض می‌کشانند.
داستان نوکیا یکی از مشهورترین نمونه‌های همین مسیر است؛ شرکتی که زمانی نماد نوآوری، سلطه و بی‌رقیب بودن بود، اما تنها با چند خطای راهبردی آرام‌آرام مسیر سقوط را طی کرد. این نوشته نگاهی است به اینکه «فروپاشی چگونه رخ می‌دهد» و چرا حتی غول‌هایی مثل نوکیا نیز از این قانون نانوشته مستثنا نیستند.

مجله فوربز ، که جز معتبرترین نشریات کسب‌و‌کار و کارآفرینی است، در سال 2007 روی جلد خود را با یک تیتر جنجالی به نوکیا اختصاص داد.

 

آیا کسی می تواند نوکیا را با یک میلیارد کاربر، از تخت پادشاهی به زیر کشد؟

 
 
forbes-2007-nokia

در سال ۲۰۰۷، نوکیا تقریباً نصف بازار جهانی موبایل را در اختیار داشت و فروش بالغ بر ۴۳۵ میلیون دستگاه داشت که نشان‌دهنده تسلطی بی‌سابقه بود. اما فقط ظرف ۶ سال سهم بازار نوکیا به حدود ۳٪ رسید!

سقوطی نزدیک به ۹۴٪ که نماد مهمی از قدرتِ پافشاری بر روش‌های قدیمی در برابر تغییرات سریع تکنولوژی است. 

-chart-nokia-collapse

ﯾﮑﯽ از ﺟﺎﻟﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻓﺮوﭘﺎﺷﯽ اﻣﭙﺮاﻃﻮري ﻧﻮﮐﯿﺎ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻧﺘﺎﯾﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺸﺘﺮﮐﯽ ﻣﯿﺎن ﯾﮏ داﻧﺸﮕﺎه ﻓﻨﻼﻧﺪي و ﻣﺪرﺳﻪ ﮐﺴﺐ وﮐﺎر ﻣﻌﺘﺒﺮ اﯾﻨﺴﯿﺪ ﻓﺮاﻧﺴﻪ اﺳﺖ.

اﯾﻦ ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ ۱۲۰ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ (ﺷﺎﻣﻞ ۹ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ اﻋﻀﺎي ﻫﯿﺌﺖ ﻣﺪﯾﺮه و ۱۹ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﻣﺪﯾﺮان ارﺷﺪ ﻧﻮﮐﯿﺎ) ﺑﻮده اﺳﺖ.

از نتایج این مصاحبه‌ها، سه نکته مهم در رابطه با سقوط این کمپانی موفق به دست آمده است:

Free-conversation

ﻧﺒﻮد ﻓﻀﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﮔﻔﺘﮕﻮﻫﺎي آزاد

 

در آن دوره زمانی، فضای مناسب برای گفتگوها و مباحثه‌های جدی و راهبردی وجود نداشت. یکی از مدیران ارشد نوکیا اشاره می‌کند که در بازه سال‌های 2007 تا 2011، بسیاری از اعضای هیئت مدیره احساس می‌کردند که دیگر قادر به صحبت کردن آزادانه نیستند.

تعصب!

در آن سال‌ها، تعصب مدیران ارشد نوکیا به سیستم عامل سیمبین، باعث شده بود که کارکنان و مدیران این کمپانی به این سیستم عامل وابسته باشند و فضای انتقاد و تغییر برچیده شود.

ﻣﺪتﻫﺎ روي ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻮد ﭘﺎﻓﺸﺎري ﮐﺮدند، وﻗﺘﯽ ﻫﻢ در ﺳﺎل 2012 ﺑﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ مواجه شدند، دﯾﮕﺮ ﺧﯿﻠﯽ دﯾﺮ ﺷﺪه ﺑﻮد!

collapse

تحلیل‌های سطحی

 

از دیگر مشکلات این کمپانی این بود ﮐﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎ و ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت ﺑﺮاﺳﺎس داده ﻫﺎي واﻗﻌﯽ ﻧﺒﻮد و ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺣﺴﺎﺳﯽ، ﺷﻬﻮدي و ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮد.

گفته ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻧﻮﮐﯿﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﻪ ﺟﺎي ﺳﯿﻤﺒﯿﻦ از ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺎﻣﻞ ﺟﺪﯾﺪي اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﺪ، ﺧﯿﻠﯽ از ﻣﺪﯾﺮان ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺎﻣﻞ وﯾﻨﺪوز فون را ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد دادﻧﺪ. در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ داده ﻫﺎ و ﺷﻮاﻫﺪ واﻗﻌﯽ اﻓﻖ روﺷﻨﯽ و موفقی ﺑﺮاي ﺳﯿﺴﺘﻢ ﻋﺎﻣﻞ وﯾﻨﺪوز فون ﻧﺸﺎن ﻧﻤﯽ داد اما نوکیا بر این ایده پافشاری کرد و در نتیجه  در سال 2013 شکست خورد!

تحلیل و بررسی سه نکته که به‌عنوان عوامل سقوط نوکیا مطرح شد، می‌تواند نشانه‌هایی از فاکتورهای شکست هر سیستم اقتصادی یا سیاسی باشد. در هر سیستمی که تحت نقد قرار گیرد، اگر نظرات و فرضیات به چالش کشیده نشود و خطوط قرمز بحث‌ها محدود شود، ممکن است مدیریت سازمان نتواند به درستی عمل کند و زمینه‌ساز سقوط آن سیستم باشد. همچنین اگر یک سیستم به‌ طور ناخواسته به گذشته وابسته شود و به تصمیمات و نتایج قبلی بیش از حد تکیه کند و تعصب داشته باشد، به جای اتخاذ تصمیمات منطقی، به بحث‌های تعصبی روی می‌آورد که خود عامل دیگری برای سقوط خواهد بود. در این شرایط، یک احساس حاکم می‌شود که به‌جای ساخت آینده، بیشتر نگران دفاع از تصمیمات گذشته هستند و به‌طور مداوم تلاش می‌کنند تا اشتباهات گذشته را نادیده بگیرند و خود را کامل جلوه دهند. این نوع رویکردها به طور حتم منجر به ناپایداری و نزدیک شدن به سقوط سیستم می‌شود.

خانهنمونه کارهاتماس